همین اندازه که زباله را در یک کیسه سالم بریزیم ، بجای گذاشتن کیسه زباله در معابر عمومی آن را در مخازن زباله بگذاریم و یا آنکه هنگامی کیسه زباله را بیرون بگذاریم که خادمان شهر در حال جمع آوری زباله هستند…همین قدر که بطری آب را ، کارتن و مقوا را ، ظروف شیشه ای را ، پوست میوه و و و را داخل مخازن زباله بگذاریم و داخل آبراه نیندازیم …همین مقدار که وقتی در بوستانی یا روی نیمکت بلوار و خیابانی نشسته ایم و با خانواده گرم گفت و گو و مصرف تنقلات هستیم پسماندها را (حتی پوست یک تخمه یا ته سیگار را) بجای ریختن و انداختن روی زمین داخل سطل زباله بریزیم و بندازیم …یا بجای این همه استفاده نادرست از اتومبیل که منجر به جولان اتومبیل های تک سرنشین در خیابان ها شده است از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنیم و یا قدم بزنیم و دوچرخه سوار شویم …درست رانندگی کردن را پیشه کنیم و چراغ قرمز را تزئینی ندانیم و مقررات را عامل نظم و آسایش بدانیم ….و یا اگر از کنار خیلی کارهای دیگر که فکر می کنیم کوچک و بی اهمیت هستند بی تفاوت نگذریم و به فرهنگ و تکلیف شهروندی توجه داشته باشیم
آنقدراتفاقات خوب در شهر می افتد که تصورش هم نمیتوان کرد ، مگر نه این است که شهر خوب و سالم ساختنی است پس چرا ما معمار چنین شهری نباشیم ؟